نسخه الکترونیکی
خبرگزاري ميراث فرهنگي_فرهنگ وهنر_ حدود 85 درصد از پروژه ساخت دانشکده معماري بم به پايان رسيده ودر صورت تمايل وزارت علوم ، اين دانشکده از مهر 86 مي تواند دانشجو بپزيرد.
ساختمان دانشگاه معماري بم که کانون نويسندگان ايران هزينه ساخت آن را تقبل کرده است، پيش از اين قرار بود تا بهار 84 به پايان برسد، اما به دليل برخي مشکلات مالي اين پروژه تا کنون به اتمام نرسيده است.
پرويز مختاري طراح و مسئول اجراي طرح دانشکده معماري در اين زمينه به ميراث خبر گفت:« ما کارخود را از حدود دو، سه ماه پس از زلزله آغاز کرديم واکنون هم حدود 85 درصد از کار طراحي و ساخت بنا به پايان رسيده است و فقط محوطه سازي ونازک کاري بنا باقي مانده و پروژه تحويل وزارت علوم شده وقرار است ساير کارهاي جزيي هم توسط خود اين وزارت خانه تکميل شود.»
وي در خصوص اينکه چرا پروژه پس از اتمام کامل به وزارت علوم تحويل نشده است،افزود:« کانون نويسندگان که مسئوليت تامين بودجه را بر عهده داشته، براي تامين منابع مالي دچار مشکل شد وبر اساس توافقاتي با وزارت علوم قرار شد، بقيه طرح توسط همين وزارت خانه انجام شود. البته همان طور که گفتم بخش عمده کار انجام شده ودرصورتي که اين جزئيات هم به انجام برسد، دانشکده از مهر امسال مي تواند کار خود را آغاز کند.»
مختاري عنوان کرد:« من هفته آينده نيز سفري به بم دارم و در خصوص اين دانشکده با مسئولان فعلي هم جلسه اي برگزار مي کنيم، البته به دليل اينکه کار طراحي وتهيه نقشه ها هم بر عهده ما بوده، در صورت نياز مي توانيم کمک هاي لازم را براي تکيمل کار انجام دهيم.»
دانشكده معماري بم با سرمايهاي نزديك به 16 ميليون تومان كمك مردمي و شخصي نويسندگان ساخته شده است. كميته چهار نفره نويسندگان متشكل از سيمين بهبهاني، امير حسن چهلتن، علي اشرف درويشيان و حافظ موسوي به امور مربوط به آن رسيدگي ميكنند
شهري که پس از زلزله پنجم دي ماه 82 لرزيد و تقريبا با خاک يکسان شد، در هفته ها و ماه هاي پس از زلزله وعده هاي بسياري شنيد که يکي از آنها "بم،دانشكده معماري ايران" بود. اظهار نظرهاي متفاوتي پس از زلزله درباره معماري بم مي شد: خانهها بايد به صورت عاملي براي بازيابي روحيه مردم مصيبتديده اين شهر عمل كنند. بازسازي بم فرصتي قابل توجه و يگانه براي ايجاد تعامل ميان معماري سنتي ايراني و تكنولوژي ايجاد کند تا از مسير آن تعادلي در معماري به وجود آيد."
حدود يک سال پس از زلزله تخريب گسترده ناشي از آن از سوي وزارت مسکن و شهرسازي به عنوان يک فرصت مورد توجه قرار گرفت و قرار شد تجربه هاي که براي بازسازي بم با حفظ و رعايت هويت گذشته کسب کرده است در تمامي شهر ها به اجرا در آيد.
اما هم اکنون که حدود چهار سال از آغاز بازسازي آن مي گذرد، هنوز اين شهر با ايده آل هايي که براي آن ترسيم شده بود، فاصله بسياري دارد . مسئولان بازسازي در در اين شهر در حالي از بم فردا به عنوان شهري تلفيقي از معماري سنتي ايراني با تكنيكهاي مدرن نام مي بردند که امروز ديگر اميدي به معماري اين شهر نيست.بناهاي امروز اين شهر به استثناي ساختمان هايي که توسط شرکت هاي خارجي ساخته شده، به همان ميزان که از معماري سنتي مناطق بياباني ايران فاصله گرفته است، همانقدر هم از داشتن معماري مدرن بي بهره است.
دكتر «محمدرضا نقصانمحمدي»، استاد معماري دانشگاه معماري يزد در اين زمينه به «ميراث خبر» گفت :« بازسازي شهر بزرگي چون بم فرصتي قابل توجه و يگانه براي ايجاد تعامل ميان معماري سنتي ايراني و تكنولوژي ايجاد مي کرد تا از مسير آن تعادلي در معماري کشور به وجود آيد. طي سالهاي اخير به اين نتيجه رسيديم كه استفاده از ويژگيهاي معماري مدرن به تنهايي يا تنها بهرهبرداري از روشهاي خانهسازي كاملا سنتي براي زندگي يك شهروند ايراني كه در قرن بيست و يكم زندگي ميكند، مناسب نيست.»
| پرويز مختاري: متاسفانه در زمينه معماري بم بسيار سليقه اي عمل شد وهرکس بنابر علاقه وتشخيص خود در اين شهر عمل کرد. |
وي افزود:« مدلها و مواد جديد شايد در كوتاه مدت پاسخگو باشند اما در بلند مدت به دليل ناسازگاري با فرهنگ ايراني استفاده از آن مشكلاتي را پديد ميآورد. ما اميدوار بوديم كارشناسان ايراني بتوانند از بم به عنوان نمونهاي از تلفيق صحيح معماري سنتي ايراني با تكنيكهاي مدرن بهره گيرند.»
بازسازي بم با توجه به بافت تاريخي آن نيازمند مطالعات گستردهاي در فرهنگ و تاريخ اين شهر بود، اما ساخت بناهاي سليقه اي موجب شده است، معماري اين بناهاي جديد با اقليم وفرهنگ اين شهر کويري فاصله بسياري داشته باشد. به گفته پرويزمختاري طراح و مسئول اجراي طرح دانشکده معماري بم ، کم وبيش کارهايي در زمينه معماري بم انجام شده است، زير نظر شوراي شهرسازي و معماري بم شکل گرفت، اما هيچ يک از آنها در زمينه معماري موفق عمل نکرده اند.
وي در اين زمينه به ميراث خبر گفت:« انتظار مي رفت اين شورا گامي در جهت نارسايي ها و کمبودهايي که حتي پيش از اين، معماري اين شهر باستاني داشت پيش برود وبا ايجاد يک مرکزيت تصميم گيري، معماري اين شهر را سامان دهد، اما متاسفانه در زمينه معماري بم بسيار سليقه اي كار شد وهرکس بنابر علاقه وتشخيص خود در اين شهر عمل کرد.»
| عضو شوراي شهرسازي ومعماري بم:اگر برنامه هايي که پس از زلزله در زمينه شهرسازي ومعماري بم ريخته شد، به درستي انجام مي شد، اوضاع با امروز متفاوت بود. |
دکتر پيروز حناچي معاون قبلي شهرسازي و معماري وزارت مسکن و شهرسازي و رييس شوراي شهرسازي و معماري بم در نمايشگاه «خانه بم» که اسفند سال 83 برگزار شد ،عنوان کرده بود:« شوراي معماري و شهرسازي بم با مطالعه ويژگي هاي شهري، دستورالعمل هايي را استخراج کرده و با بهره گيري از آنها پروژه هاي اجرايي خود را اجرا مي کند.»
اما اوضاع شهرسازي ومعماري در شهر بم بر اساس تصميمات اين شورا که با حضور سرشناس ترين معماران کشور قرار بود سياست هايي را براي اين شهر تاريخي تدوين کند، پيش نرفت و به گفته حناچي عجله برخي نهادها براي اتمام کار در بم موجب شد، ايده آل هاي اين شورا براي بازسازي بم محقق نشود.
وي در اين گفت:« قرار بود بازسازي بم بر اساس سه محور مشارکت مردم، هويت و پايداري انجام شود و شورا هم بر همين بنا سياست گذاري کرده وبه مشاوران ابلاغ کند، درواقع من فکر نمي کنم مشکلي در طرح ها وايده ها وسياست ها وجود داشته باشد، بلکه مشکل در اجراي برنامه ها بود. »
اين استاد رشته معماري اضافه کرد:« اگر برنامه هايي که در زمينه شهرسازي ومعماري بم ريخته شد، به درستي انجام ميشد، اوضاع با امروز متفاوت بود. به نظر من حتي اگر بهترين سياست ها هم طراحي شوند، اما اجراکنندگان به آنها اعتقادي نداشته باشند، نتيجه مطلوب حاصل پديد نميآيد.»
نبود نهاد برنامه ريز واقعي که سياستگذاري ها را اجرا کند، بناهاي اين شهر را به شکل به هم ريخته درآورده است و نماهاي رومي بسياري از خانه ها که به گفته خود مردم از معماري ارگ جديد وام گرفته شده است، ناهماهنگي در معماري اين شهر کهن را بيشتر به رخ مي کشد. دل نگراني مردم از اينکه ممکن است فردا هم نتوانند سقف خانه شان را برپا کنند و بي اعتمادي آنها به پيمانکاران موجب شده است که توجه به عنصر معماري در بم بيش از گذشته کمرنگ تر شود.
مختاري عنوان کرد:«اگر مردم در مراحل مختلف ساخت همراه با معماران و طراحان و مهندسان سازه از نحوه ساخت باخبر شوند، بياعتمادي آنها نسبت به خانههايي را كه قرار است در آن زندگي كنند از بين ميرود و به اين ترتيب ويژگيهاي معماري ميتواند احساس امنيت را كه لازمه زندگي هر انسان است، به وجود آورد.»
وي با بيان اينکه در زمينه معماري به خود مردم توجه نشده است، اضافه کرد:« مردم اين شهر نيز همچون ساير شهرها داراي فرهنگ و تاريخ گذشته اي وآينده اي هستند که به آن اميد زندگي مي کنند،اما در فرايند بازسازي اين گذشته وآينده ونيازهاي مربوط به آنها مورد بي مهري وبي توجهي قرار گرفت. اگر نيازهاي مردم ديده مي شد، مسلما کارشناسان بومي هم مورد استفاده قرار مي گرفتند، اما متاسفانه اينطور شد.»
حال برنامه ريزي هاي عملي نشده معماري اين شهر را به پاي اجراي نا مناسب سياست ها بگذاريم يا ناشي از علاقه مسئولان به اتمام هرچه سريع تر بازسازي بدانيم، اما امروز شهر بم با تمام وعده هايي که به آن داده شد بود، تنها مانده است، به اضافه وعده دانشکده معماري ايران شدن اين شهر.
آيدا حسنلو، دقايقي قبل از انجام عمل با روحيهاي شاد و لبخندي بر لب گفت: «به متخصص هيپنوتيزم اطمينان كامل دارم و خوشحالم از اين كه شيريني مادر شدن را با پيشگامي در روشي تازه تجربه ميكنم !»
به گزارش(ايسنا)، اين مادر 26 ساله ساعاتي پيش (ظهر جمعه) در شرايطي نوزاد دختر خود را در بيمارستان عيوض زاده تهران به دنيا آورد كه بدون هيچ گونه داروي بيهوشي و به كمك علم هيپنوتيزم در خواب هوشياري رفته بود تا نخستين عمل زايمان بدون بيهوشي و در عين حال بي درد را تجربه کند.
دكتر رويا خدايي، جراح و متخصص زنان، زايمان و نازايي و جراح اين عمل پيش از ورود به اتاق عمل در گفتوگو با خبرنگار ايسنا، اظهار كرد: بيمار پس از 4 ماه گذراندن دورههاي مديتيشن و هيپنوتيزم آمادگي لازم براي انجام عمل بدون بيهوشي و با هيپنوتيزم را پيدا كرد اما به دليل شرايط نوزاد در ماه آخر دوران بارداري مقرر شد تا عمل به صورت سزارين انجام شود.
وي درباره اهميت استفاده از اين روش گفت: شايد بعدها بتوان از اين عمل به جاي بيهوشي براي بيماراني كه در معرض خطر بوده و ريسك پذيري زيادي دارند، استفاده شود اما جراحي مسالهاي اجتناب ناپذير است و اميدواريم با انجام اين عمل دريچهاي جديد به علم تجربي باز شود.
دكتر خدايي افزود: عمل سزارين عوارض خود را دارد اما با اين روش، عوارض بيهوشي كاملا حذف ميشود البته در حين عمل علائم حياتي بيمار تحت مانيتورينگ كامل بوده و متخصص بيهوشي براي مواقع اضطراري در اتاق عمل حضور دارد.
وي خاطر نشان كرد: زايمان بدون درد به روش مديتيشن و آموزش تنفسهاي خاص از سالها پيش انجام مي شده است تا درد قابل تحملتر و انقباضات رحمي مؤثرتر باشد اما اين عمل اولين زايمان بدون بيهوشي به روش هيپنوتيزم است.
حسين الماسيان، متخصصن هيپنوتيزم و هيپنوتراپي و عضو تيم جراحي در گفتوگو با خبرنگار ايسنا با طرح اين ادعا که عمل سزارين بدون بيهوشي، بي حسي و بدون استفاده از هيچ نوع دارويي در شرايط عادي و هوشياري عملي بيسابقه است كه براي اولين بار انجام مي شود، اظهار داشت: من تجربه اي 50 ساله در هيپنوتراپي دارم و قبل از اين در اسفند ماه سال 1369 در بيمارستان پارس تهران چنين عملي صورت گرفت كه به دليل ريسك بالا به اطلاع عموم نرسيد اما تاكنون هيچ گونه استنادي براي مشابهت انجام اين عمل در دنيا وجود ندارد و امروز براي دومين بار عمل سزارين بدون بيهوشي انجام ميگيرد.
وي خاطر نشان كرد: بيمار در چهار ماه گذشته، هفتهاي سه روز و به مدت يك ساعت تمرينات خاصي را براي آمادگي عمل انجام ميداد.
دقايقي پس از تولد «ساقي»:
دكتر رفيع، فوق تخصص زنان و زايمان و نازايي نيز که در جريان اين عمل حضور داشت در گفتوگو با ايسنا، اظهار كرد: در طول انجام عمل، بيمار كوچكترين بيهوشي نگرفت اما هنگام جاسازي مجدد رحم داخل شكم مقداري درد به خاطر تغيير وضعيت تخت احساس شد و شلوغي اتاق عمل، حركت افراد و اصوات ايجاد شده از تمركز بيمار كاست.
وي با اشاره به موفقيت بيش از 80 درصد اين عمل گفت: در موقعيتي مناسبتر و با تعداد افراد كمتر و آمادگي بيشتر تيم جراحي ميتوان به خوبي اين عمل را انجام داد اما زايمان طبيعي راحتتر انجام ميشد.
دکتر رفيع خاطر نشان كرد: اين عمل يك ساعت به طول انجاميد در حالي که عمل جراحي با بيهوشي و جراح مجرب ظرف نيم ساعت انجام ميشود و تيم انجام هيپنوتيزم نيز براي نيم ساعت آمادگي داشتند اما خوشبختانه تا مراحل نهايي اين كار را انجام دادند و تنها در دقايق انتهاي عمل و جاسازي دوباره رحم براي تحمل درد كمتر، داروي خواب آور به وي تزريق شد.
الماسيان در ادامه به ايسنا گفت: تخت عمل نامناسب بود و به وسيله افراد دائم بالا و پايين ميشد و آرامش و تمركز بيمار را كم ميكرد ولي عمل با موفقيت انجام شد و به هيچ وجه تا آخر عمل بيمار در بيهوشي نبود و لحظاتي به خاطر وضعيت نامناسب تخت، احساس درد ميكرد.
وي تاكيد كرد: در هيپنوتيزم، بيهوشي وجود ندارد و بيمار در هوشياري و خواب مصنوعي است اما احساس درد نميكند.
دكتر خدايي نيز پس از انجام اين عمل گفت: دستكاري داخل شكم بسيار دردناك است اما بيمار با توان فوقالعاده، تحمل و هوشياري توانست حتي با تيم جراحي نيز ارتباط داشته باشد.
وي افزود: سزارين 45 دقيقه به طول انجاميد و بيمار در دقايق پاياني داروي خواب آور به عنوان آرام كننده دريافت كرد اما دردها بسيار ملايمتر از آنچه بود كه بدون هيپنوتيزم صورت ميگرفت و احساس دردها نيز كاملا طبيعي بود.
وي در خصوص علت انجام عمل به صورت سزارين، گفت: درشتي جنين و شرايط معاينه لگن استخواني بيمار مانع از آن ميشد تا زايمان به صورت طبيعي انجام شود و با پيشرفت بارداري شرايط براي انجام زايمان سخت شد و به اجبار سزارين براي بيمار انجام شد.
اين متخصص زنان، زايمان و نازايي اظهار كرد: انجام اين عمل تجربه خوبي بود و وقتي بيمار به روش بيهوشي به خواب ميرود، عضلات بدن كاملا ريلكس هستند و مانعي براي فعاليت تيم جراحي ايجاد نميشود اما در بيهوشي با هيپنوتيزم در شرايط عضلات به حالت انقباض در ميآيند و گاه كار عمل را سختتر و نه غير ممكن ميكند.
وي در خصوص مشكلي كه براي تخت عمل جراحي پيش آمد، گفت: تخت در ابتدا به حالت نيمه نشسته بود تا هيپنوتيزم به راحتي انجام شود اما بعد سيستمهاي الكترونيكي تخت دچار مشكل شد و نتوانستيم تخت را دوباره به حالت اوليه در آوريم و چون لگن در گودترين قسمت قرار ميگرفت، عمل با مشكل مواجه شد و در نهايت نوزاد با 3 كيلو و 950 گرم وزن، 51 سانتيمتر قد و 38 سانتيمتر دور سر در ساعت 11:40 صبح امروز (جمعه 25 خرداد ماه 86) در بيمارستان به دنيا آمد
| |||
|
خبرگزاری دانشجويان ايران _ کرمان |
|
میزان واقع نمایی رسانه های ما |
|||||
| |||||
وی تصریح می کند: اگرچه عینی گرایی مطلق وجود ندارد و خبرنگار نمی تواند خود را از تجارب و معانی و دانش قبلی خود از موضوع خالی کند، ولی حتی المقدور باید تلاش کند آنچه را که به واقعیت نزدیک تر است در عمل پیاده کند . ما در مطبوعات حزبی بندرت شاهد تحقق این مساله هستیم ؛ برای آنکه آنها بگونه ای به مسایل می نگرند که حزب آنها می خواهد . از مطبوعات عمومی که اخبار سیاسی را انتشار می دهند انتظار می رود اخبار را آنگونه که هست و یا حداقل نزدیک به واقعیت انعکاس دهند و تا حد ممکن دقیق و بی کم و کاست اطلاع رسانی کنند. این مساله به این مهم بر می گردد که خبرنگار ذهن خود را به عینی گرایی عادت دهد؛ یعنی تلاش کند که مساله را از منظر دیگران بنگرد و نه تنها از دید خودش.این نکته در ارتباطات توانی به نام توان همدلی است ؛ همدلی یعنی فرد در شرایطی خاص خود را به جای دیگری قرار دهد.
مدیرکل روابط عمومی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری خاطر نشان می کند: در بسیاری از مواقع روزنامه نگار اگر بخواهد عینی گرا عمل کند باید خود را در شرایطی خاص قرار دهد و به جای فرد دیگری که به مساله نگاه می کند ، موضوع را مورد بررسی قرار دهد و نگاه کند و نه ازمنظر یک روزنامه نگار از روزنامه ای خاص .گاهی اوقات این ، خبرنگار روزنامه خاص بوده است که به شما می گوید به مساله چگونه نگاه کنید. خبرنگار باید آزاد و فارغ از بسیاری از پیش فرضها و ذهنیتها به مساله نگاه کند و این نگاه ایده آل مردم و مخاطبان است.ما باید در کلاسهای روزنامه نگاری خبرنگاران خود را عادت بدهیم تا فارغ از تمایلات خود به قضایا نگاه کنند و توان همدلی را در خود تقویت کند تا به این واقع نمایی در رسانه ها برسند.
عباس صادق زاده مدیر کل بهزیستی استان کرمان با صدور احکام جداگانه ای آقایان دکتر موسی دریجانی رئیس اداره بهزیستی شهرستان کرمان و ایوب سلیمانی مدیر روابط عمومی سازمان بهزیستی استان را با حفظ سمت بعنوان مشاور امور ایثار گران و مدیر دفتر مدیر کل معرفی کرد
به گزارش ايسنا منطقه كوير : همايش مذكور با هدف ايجاد تعامل بين سفراي كشورهاي خارجي با كشور ايران در جهت گسترش و توسعه صنعت گردشگري و انتقال تجربيات برپا شد .
در اين همايش ، مهندس مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي ، صنايع دستي و گردشگري كشور طي سخناني اظهار داشت : مسئله گردشگري اگر چه به لحاظ اقتصادي به عنوان يك ضرورت براي كشورهاي جهان از جمله ايران مطرح است اما براي كشور ايران ارزشهاي فرهنگي اين امر به مراتب افزون تر از ارزش اقتصادي آن است .
وي افزود : مباني كه اكنون دولت و نظام جمهوري اسلامي ايران را براي توسعه گردشگري مصمم مي كند ريشه در مباني فرهنگي دارد و يك ضرورت براي سالهاي آتي محسوب مي شود .
مشايي گفت : جايگاه بشر امروز در مقايسه با جايگاه واقعي او كاملاً متفاوت است .
معاون رئيس جمهور خاطر نشان ساخت : خوشبختانه امروز مردم دنيا به فهم جديد از خود و زندگي خود دست يافته اند كه شايد مهمترين وجه آن اين است كه زندگي خود را با زندگي همه مردم و در تعامل و همكاري با همه مردم دنيا تعريف مي كنند .
وي افزود : فهم زندگي جهاني جلوه اي روشن و اميد بخش براي انسانها است كه بر اساس آن دنيايي روشن تر و زيباتر و ارزشمندتر و با بهره هاي فراوان پيش روي انسانها قرار مي گيرد .
رئيس سازمان ميراث فرهنگي كشور گفت : زندگي جمعي جهاني ، يك ايده فلسفي يا يك عبارت نقض شاعر گونه نيست و كاملاً واضح است كه چنين جايگاه سياسي ، اقتصادي و امنيتي با در نظر گرفتن منافع همه انسانها شكل مي گيرد .
وي افزود : امروز كه فهم زندگي جهاني براي عموم انسانها روشن شده است بايد مديريت جهاني نيز موضوعيت پيدا كند .
مشايي گفت : اگر مديريت جهاني امروز (در كنار تلاشها و كارهاي موثر و مثبتي كه انجام داده است )مورد ارزيابي قرار گيرد، جامعه جهاني مديريت امروز جهان را ناتوان عرضه مي كند .
وي افزود : عدم صلاحيت و عدم شايستگي مديريت امروز جهاني براي رهبري جهان ، امري كاملاً روشن است .
معاون رئيس جمهور تصريح كرد : با تحقق هر چه بيشتر امكان زندگي جمعي جهاني ، ناتواني نظامات سياسي جهاني امروز روشن تر مي شود .
وي گفت : يكي از مظاهر برجسته نقص مدير امروز در مديريت جهاني اين است كه اصلي ترين نهاد در اين فرايند يعني سازمان ملل به تماميت ، مفهوم ارزش گزاري عمومي جهاني را مورد پذيرش قرار نداده است .
رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور در ادامه گفت : امر گردشگري شايد كوتاه ترين و كم هزينه ترين راهي است كه مي تواند انسانها را از اقصي نقاط اين كره خاكي به هم پيوند زند و حقايق دنيا را براي آنها روشن سازد .
وي ادامه داد : گردشگري مي تواند با سرعت به بيداري انسانها كمك كند و در سايه تعامل بين ملت ها در سراسر دنيا فارغ از نگاههاي محدود كننده سياسي دولت ها ، امكان بزرگ شدن را به انسانها بدهد و ديدگاهها را تغيير دهد .
مشايي گفت : عزم دولت ايران براي توسعه گردشگري جهاني ، يك نگاه عميق به ظرفيت هاي پيش رو است و نه فقط براي منافع ملي ايرانيان بلكه يك جريان زلال و شفاف براي تحقق منافع همه مردم دنيا است .
رئيس سازمان ميراث فرهنگي كشور گفت: گردشگري مي تواند اين فرصت را ايجاد كند كه مردم دنيا به ايران سفر كنند و باعث توسعه صنعت گردشگري در كشور شود.
مشايي با بيان اينكه اصلي ترين هدف همايش ايجاد تعامل بين كشورها وحضور گسترده گردشگران خارجي به ايران است تصريح كرد: اگر نگاه قديم دولت ايران به گردشگري چنان بود كه توسعه گردشگري را ارزشمند نمي دانستيم اما امروز اين نگاه بسيار ارزشمند است...
وي با بيان اينكه امروزه باورها تغيير كرده است و براساس اين تغيير است كه اميدوارم در سايه ي تحولات ناشي از برنامه هاي در دست اجرا به شرايط خود را در مقياس جهاني تغيير دهيم گفت: ما در چشم انداز 20 ساله ،خود را براي پذيرش20 ميليون گردشگر آماده كرده ايم و براي تحقق هرچه سريع تر اين امر بايد بخش خصوصي سرمايه كند.
وي تصريح كرد: امروز توسعه ارتباط دول خارجي با ايران از هر جهت يك اقدام شايسته است.
مهندس بقايي قائم مقام سازمان ميراث فرهنگي كشور نيز طي سخناني اظهار داشت: نگاه ما در حوزه گردشگري صرفاً نگاهي اقتصادي نيست بلكه بحث فرهنگي صنعت گردشگري پايبنديم.
وي با بيان اينكه امروز دنيا به سمت زندگي جهاني پيش مي رود گفت: دولتها هرچه قدر هم بخواهند مانع از وقوع اين امر شوند موفق نخواهند شد چراكه ملتها خود در حال نزديك شدن به هم هستند و در اين ميان فرهنگ، اصلي ترين عامل و در كنار آن اقتصاد نيز مهم است.
كوشا مدير اكوتوريسم و هيات گردشگري كشور نيز گفت: توسعه اكوتوريسم در كشوري صورت مي گيرد كه برخوردار از منابع طبيعي منحصر به فرد در جهان باشكه در اين ميان ايران يكي از 5 كشور مهم برخوردار از ميراث فرهنگي و منابع طبيعي منحصر به فرد است.
وي افزود: اكوتوريسم،امروزه به عنوان توريسم پايدار مورد توجه قرار گرفته است.
كوشا گفت: اكوتوريسم و توريسم پايدار نگاهي عميق و علمي به اقتصاد جوامع دارد و جلوگيري از مهاجرت و حاشيه نشيني شهرها و حفاظت از مواريث فرهنگي كشورها از مهمترين اهداف آن است.
در ادامه خادم، عضو كميسيون فرهنگي مجلس و نماينده تهران برپايي اين همايش را زمينه اي براي معرفي هرچه بيشتر منطقه به جهان عنوان كرد.
وي افزود: باتوجه به اينكه توجه به توسعه ي صنعت گردشگري يك توجه نو و تازه است حضور پررنگ بخش خصوصي و سرمايه گذاران خارجي و داخلي را مي طلبد.
همچنين سردار كرمي ، رئيس مجمع نمايندگان استان كرمان طي سخناني ابراز داشت: كرمان استاني پهناور با تنوع آب و هوايي و اقليمي منحصر به فرد است و اين همايش مي تواند شناخت خوبي از اين منطقه را به كشورهاي ديگر ارجا دهد
يكي از بهترين امكاناتي كه به نسخه جديد Google Analytics اضافه شده امكان گرفتن خروجي PDF از آمار و اطلاعات وب سايت تحت نظر توسط Google Analytics و ارسال آنها توسط ايميل به صورت بررنامه ريزي شده ميباشد.
تا قبل از ارائهي اين نسخه جديد ، صفحه شروع نمايش آمار و اطلاعات هر وب سايت قابل تغيير نبود و فقط امكان تعيين يكي از بخش هاي Marketing Optimization ، Content Optimization و يا E-Commerce Analysis به عنوان صفحه پيشفرض وجود داشت .
در نسخه جديد صفحه اول آمار هر وب سايت به نام Dashboard شناخته ميشود و محتواي آن قابل كنترل است.
Interface نسخه جديد هم پيشرفت كرده و با استفاده از تكنولوژي AJAX و بهينه سازي بخش هاي Flash استفاده از اين نسخه جديد راحت تر شده است.
|
حسین نمک دوست :فصل چهارم پيشنويس آئيننامه حرفهاي روزنامهنگاري شامل يك ماده (ماده 7)، هشت بند و يك تبصره است و به موضوع «حمايت از روزنامهنگار» اختصاص دارد. در ماده 7 آمده است که «به منظور تسهيل در انجام وظايف حرفهاي روزنامهنگار و كمك به گردش آزاد و دسترسي عمومي به اطلاعات، روزنامهنگار از حمايتهاي زير برخوردار ميشود» قبل از آنکه حمایتهای پیشبینی شده در این ماده را مورد دقت قرار دهیم، توضیحی لازم است. همچنانکه از محتواي اين ماده برمي آيد رويکرد تدوينکنندگان آئيننامه، تسهيل فعاليتهاي حرفهاي روزنامهنگاران و پشتيباني از گردش آزاد و دسترسي به اطلاعات است؛ امري که همواره در تاريخ مطبوعات ايران مغفول مانده است. قابل توجه اينکه برخي تدوينکنندگان اين پيشنويس در تلاشهاي ساليان خود کوشيدهاند اين غلفت تاريخي را در |
|
ريشههاي عميق ساختارهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بجويند. در اين ميان، تأثير متقابل عاملهاي گوناگون در جامعه ايران سبب گشته است که دولتها در مقام مهمترين مانع تحقق آزادي رسانه ظاهر شوند. بدين ترتيب رفع اين تغافل تاريخي بيش از همه نياز به روشن شدن ارتباط دولت با مطبوعات و روزنامهنگاران دارد. فصل چهارم پيشنويس آئيننامه حرفهاي روزنامهنگاري شامل يك ماده، هشت بند و يك تبصره است و به موضوع «حمايت از روزنامهنگار» اختصاص دارد. ماده 7. به منظور تسهيل در انجام وظايف حرفهاي روزنامهنگار و كمك به گردش آزاد و دسترسي عمومي به اطلاعات، روزنامهنگار از حمايتهاي زير برخوردار مي شود: همچنانکه از محتواي اين ماده برمي آيد رويکرد تدوينکنندگان آئيننامه، تسهيل فعاليتهاي حرفهاي روزنامهنگاران و پشتيباني از گردش آزاد و دسترسي به اطلاعات است؛ امري که همواره در تاريخ مطبوعات ايران مغفول مانده است. قابل توجه اينکه برخي تدوينکنندگان اين پيشنويس در تلاشهاي ساليان خود کوشيدهاند اين غلفت تاريخي را در ريشههاي عميق ساختارهاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بجويند. در اين ميان، تأثير متقابل عاملهاي گوناگون در جامعه ايران سبب گشته است که دولتها در مقام مهمترين مانع تحقق آزادي رسانه ظاهر شوند. بدين ترتيب رفع اين تغافل تاريخي بيش از همه نياز به روشن شدن ارتباط دولت با مطبوعات و روزنامهنگاران دارد. به شخصه و در اساس، اميدوار نيستم كه تصويب يک آئيننامه، از سوي هر دولتي، بتواند به تدقيق واقعي اين ارتباط كمك كند و از دامنه نفوذ و دخالت دولت بر مقدرات رسانهها، مطبوعات و روزنامهنگاران بكاهد. در عين حال استادان حقوق نيز بسيار مي گويند که اجراي هر قانون و آئيننامه نيازمند بستر و باورهاي اجتماعي مناسب است. همزمان در نوشتههاي صاحبنظران برجسته سياست و جامعه خواندهايم که دولتها، حتي در دموکراسيها، به سادگي آنچه را که خود نگاشته و تصويب کردهاند نقض ميکنند و بر اين عهدشکني خود فضيلت نيز نام مينهند. يا هنگامي که تصويبکننده، ناظر و مجري يک آئيننامه دولت است، در بزنگاهها و زمانهاي مقتضي آن را به نفع خود تعبير و تفسير ميکنند. تجربه زندگي حرفهاي اين شنيدهها و خواندههايم را تأييد ميكنند. تکرار اين آموزهها تأکيدي است بر ضرورت دقت هر چه بيشتر در بيان حمايتها از روزنامهنگار و پرهيز از عبارتهاي کلي و قابل تفسير و تعبير؛ امري که متأسفانه در اين فصل نيز ناديده مانده است. توضيحات کوتاه ارائه شده در پي بندهاي هشتگانه اين ماده در توضيح اين کاستي است: 1. دولت مكلف است ازحقوق حرفهاي، شرافت و منزلت روزنامهنگار حمايت كند؛ در بحث «حقوق حرفهاي روزنامهنگار» به تفصيل به نقد مفاهيم مطرح شده پرداختم. اکنون اين دو پرسش را مطرح ميکنم: • مقصود از شرافت و منزلت روزنامهنگار چيست؟ • اساسا مفاهيمي نسبي و شخصي همچون شرافت و منزلت را چگونه مي توان در يک متن قانوني به کار برد و انتظار حاصلي مشخص از کاربرد آنها را داشت؟ 2. موسسات رسانهاي موظفند سلامت و رفاه اجتماعي روزنامهنگار را فراهم كنند و دولت نيز حمايتهاي لازم را به عمل آورد؛ • مقصود از «سلامت» و «رفاه اجتماعي» چيست؟ آيا منظور، کاربرد سازوکارهايي همچون بيمه تأمين اجتماعي و ارائه خدمات رفاهي به روزنامهنگاران است، يا موضوع و موضوعهاي ديگري مورد توجهند؟ • آيا مقصود، همان امکاناتي است که ساير مؤسسات در اختيار کارکنان خود قرار ميدهند و يا امكاناتي فراتر از آن است؟ اگر چنين است، مضمون و مبناي اين تبعيض مثبت چيست؟ و اگر همان موضوع هايي که قانون کار بدانها پرداخته، تکرار اين امر از چه روست؟ 3. روزنامهنگار در انجام فعاليت هاي شغلي و حرفهاي مصونيت دارد؛ • پرسشي همانند پرسشهاي قبل: مراد تدوينکنندگان محترم پيشنويس از مصونيت چيست؟ ابعاد آن کدام و گستره آن تا به کجاست؟ • و يک پرسش عجيب و در عين حال قابل تأمل: وجه مميزه فعاليت شغلي و حرفهاي يک روزنامهنگار حرفهاي از فعاليت غيرشغلي و غيرحرفهاي او چيست؟ براي مثال يک خبرنگار شهري در روز تعطيل خود، بيآنکه از قبل حتي در باره موضوع انديشيده و بر سر انجام آن دستوري دريافت کرده باشد و نظاير آن، در مسير عبور خود از خيابان با تجمع شمار زيادي از رانندگان تاکسي مواجه ميشود، آيا حضور وي در اين جمع و تلاش براي گردآوري خبر، انجام مصاحبه و ... فعاليت حرفهاي و شغلي او تلقي ميشود يا خير؟ 4. توقيف يا بازرسي اسناد ، مدارك و مواد كتبي ، سمعي ، بصري ، تصويري و رايانهاي روزنامهنگار در فرايند فعاليتهاي حرفهاي جز در موارد پيشبيني شده توسط قانون ممنوع است؛ توضيح عجيب قبلي را ادامه ميدهم. معمولا همکاران عکاس و فيلمبردار ما، دوربين عکاسي خود را همراه دارند و فارغ از اينکه مأموريت از پيش تعريف شدهاي داشته باشند، در مواجهه با هر صحنه در خور توجه، به عکاسي و فيلمبرداري مشغول ميشوند. آيا اين امور جزء فعاليتهاي حرفهاي آنها تلقي ميشود؟ مثال آشناتري را مطرح ميکنم. يک خبرنگار به همراه يک عکاس، مأموريت مييابند که از تدارک نمايشگاه بينالمللي کتاب يك گزارش تهيه کنند. در نزديک نمايشگاه متوجه ازدحام گروهي از ورزشکاران در مقابل سازمان ترتبيت بدني ميشوند، براي تهيه گزارش و عکس به آنجا مراجعه ميکنند، آيا اين کار در ادامه و امتداد فعاليت حرفهاي آنان است؟ پاسخ من آري است. حدسم اين است که از نظر بسياري از همکاران تدوينکننده اين آئيننامه نيز چنين باشد، اگر ارزيابيام درست باشد، اين بندها بايد با دقت به مراتب بيشتري تدوين شود تا معناي «فعاليت حرفهاي» مصادره به مطلوب نگردد؟ 5. مداخله در كار حرفهاي روزنامهنگار يا تقاضاي مغاير با مسئوليتهاي حرفهاي در مورد تدارك و انتقال و انتشار اخبار و گزارش ها ممنوع است؛ مقصود از «مداخله در کار حرفهاي روزنامهنگار» چيست؟ از يک سو دبير، معاون سردبير، سردبير، شوراي تحريريه، و از سوي ديگر ناشر و مدير مسؤول، گروههاي فشار و ذينفوذ، صاحبان آگهي و مهمتر از همه دولت در کار يک روزنامهنگار بسيار مداخله ميكنند. تدوينکنندگان كداميك از اين گروهها را از مداخله در كار روزنامهنگار منع كردهاند و ساز وكاري كه براي اين ممنوعيت ارائه دادهاند، چيست؟ 6. روزنامهنگار با توجه به سختي كار از قانون سخت و زيان آور بودن مشاغل بهرهمند ميشود؛ چرا؟ سالهاست اين خواست را، که به دليل تکرار آن از جمله بديهيات تلقي شده، ميشنوم و به عنوان يک روزنامهنگار در باره آن مي انديشم، اما دليل آن را نمييابم. تاکنون در بررسيهايي که در اين باره انجام دادهام، مثالي از اعمال چنين تبعيض مثبتي را براي روزنامهنگاران نيافتهام. از دوستاني که زحمت تدوين اين پيشنويس را تقبل كردهاند بسيار سپاسگزار خواهم شد، همراه با اين تأكيد، مستندات مشخص خود را نيز در اين باره منتشر کنند. البته در اين باره دو استدلال از همکارانم شنيدهام: يکي اينکه هر ساله شمار قابل توجهي از همکاران ما در سراسر دنيا در حال انجام فعاليت روزنامهنگاري جان خود را از دست دادهاند. اين، سخن درستي است، اما چرا بايد توجيه بازنشستگي پيش از موعد همه همکاران ما، در هر زمينهاي که به فعاليت مشغولند، در سراسر جهان، حتي در مناطق بسيار آرام و به دور از بحران، قرار بگيرد؟ در عين حال مگر چند شغل سراغ داريم که تعدادي از شاغلان آن بنا بر حوادث مختلف کاري در طول سال کشته نشوند؟! دوم، استدلال ميشود که حرفه روزنامهنگاري، حرفهاي پر تنش و پراضطراب است و اين، دليل قاطعي بر کوتاه بودن زمان رسمي اشتغال روزنامهنگاران شمرده ميشود. در اين باره نيز دو توضيح به نظرم ميرسد: يکي اينکه ميزان اضطراب در هر شغل پيوند مستقيم و مستحکمي با ساختارهاي جامعه و مناسبات حاکم بر آن دارد. از همکارانم صميمانه ميپرسم در شرايط موجود جامعه ايران کدام شغل را سراغ دارند که فضاي تنش و اضطراب بر آن حاکم نيست؟ براي مثال ميزان تنش و اضطراب بر حرفه وکلا، معلمان، استادان دانشگاه، رانندگان تاکسي و اتوبوس، مديران و کارکنان بخشهاي ديپلماسي کشور، نويسندگان و ناشران و هنرمندان، توليدکنندگان محصولات کشاورزي و صنعتي و ... وزيران محترم و معاونان و مديران کل ايشان و خلاصه بخش اعظم جامعه، کمتر از روزنامهنگاران است؟ در يک جامعه گرفتار نااطميناني اجتماعي، بسياري كسان احساس عدم امنيت ميکنند و گرفتار تنش و اضطرابند. دوم، آيا واقعا در شغل ما، با توجه به گرايشهاي و نوعهاي گوناگون آن، همه به يکسان گرفتار اضطراب و نگرانياند؟ براي مثال آيا همکاران ما که به توليد رسانهاي در زمينه تزئينات داخلي يا آشپزي مشغولند، در زمينه هنري، علمي، مطلب مينويسند و يا توليدکننده محتواي اقتصادي، فرهنگي يا ورزشي تخصصي، مانند پيگيري مطالب اسبسواري، شنا و يا شطرنجاند، دچار همان اضطرابها و نگرانيهاي خبرنگاري هستند که به يک منطقه جنگي و يا مصيبتزده اعزام ميشود. به صراحت ميگويم که من به سخت و زيانآور بودن حرفه روزنامهنگاري، آنهم به عنوان مستمسکي، براي بازنشستگي زودرس، باور ندارم و ترجيح ميدهم بهجاي توسل به چنين استدلالهاي غيرقابل دفاعي بگويم که آنچه حرفه را براي بسياري همکاران، دشوار و سخت و نه الزاما زيانآور کرده، مداخلههاي دولتها، قبل و پس از انقلاب، در مقدرات مطبوعات و روزنامهنگاران (از تحميل ضرورت اخذ مجوز انتشار تا عطش پايانناپذير در انحصار مالكيت بر رسانههاي مهم و تدوين همين پيشنويس که اساسا ارتباطي با دولت نمييابد)، ناآشنايي و عدم ارتباط ماهوي شماري از مديران مسؤول و ناشران با سرشت و ماهيت فعاليت روزنامهنگاري، و قرباني كردن مطبوعات و روزنامهنگاران در نزاعهاي حزبي و سياسي است. 7. روزنامهنگار در صورت تعطيل و يا توقف انتشار رسانه ، تا زمان شروع به كار دوباره در همان رسانه يا رسانه ديگر از بيمه بيكاري بهره مند ميشود؛ باز در اعطاي اين امتياز به همکاران بيدقتي شده است. چرا؟ توضيح ميدهم: الف) از بيان صريح واژه «توقيف» احتراز شده است. اين در حالي است که تجربه تاريخي و بهويژه هشت سال گذشته کشورمان به روشني نشان ميدهد که روزنامهنگاراني که رسانه آنها توقيف شدهاند، بيش از همه شايسته حمايتند. ب) فرض کنيم استفاده از تعبير «تعطيل» و يا «توقف» نشريه از سوي تدوينکنندگان پيشنويس را دولت محترم فعلي و دولتهاي آينده به «توقيف» تعميم دهند (گرچه در واقعيت بعيد است رکني از يک حکومت به توقيف يک رسانه اقدام کند و رکن ديگر به حمايت از روزنامهنگاران شاغل در آن رسانه بپردازد) آن گاه اين پرسش مطرح ميشود آيا حمايت از روزنامهنگاران، در قالب پرداخت بيمه بيکاري، به هنگام تعطيل يا توقف، تا زمان شروع به كار دوباره در همان رسانه يا رسانه ديگر قابل تعميم به همه توقفها و تعطيلهاست و بايد همه روزنامهنگاران شاغل در آن را با هر ميزان توان و نقش در بر گيرد؟ يک مثال، بحثم را روشن ميکند: آيا اگر يک مدير مسؤول کمتوان، افرادي کمتوان را به استخدام گرفت و اين مجموعه نتوانست محتوايي موفق را توليد کند و لاجرم رسانه مورد نظر، به دليل ضعف ساختاري، متوقف شد، تکليف چيست؟ آيا بايد تا زمان باز انتشار اين رسانه، که ميتواند مدتها به طول انجامد، و يا استخدام اين همکاران ضعيف در رسانهاي ديگر، که ممکن است مستلزم زمان به مراتب بيشتري است، به آنها همچنان بيمه بيکاري پرداخت؟ من به هيچ روي مخالف آن نيستم كه روزنامهنگاران از مواهب اقتصادي هر چه بيشتري برخوردار شوند، اما معتقدم اگر گشادهدستيها منطبق با واقعيت نباشند، در برابر نخستين استدلالهاي مخالف، فايدهمندي خود را از دست ميدهند و از رهگذر آنها ره به جايي نخواهيم برد. واقعيت را بخواهيد چون در مفاد پيشنويس دقت ميكنم جز اين «امتياز» و «امتيار بازنشستگي پيش از موعد براي روزنامهنگاران» چيزي نمييابم. پايبست خانهاي كه ما روزنامهنگاران ايراني در آن سكني گزيدهايم، مشكلات فراواني دارد. ممكن است شماري از همكاران، راقم اين سطور را به دليل كمتوجهي درباره فرصتهاي اقتصادي سرزنش كنند، اما گمان من اين است كه مضمون و محتواي هر درخواست، بيانگر نگرش و روحيه ما روزنامهنگاران نيز هست. توسل جستن به يك خواست فاقد توجيه، حتي اگر محقق شود، نشانه اقتدار روزنامهنگاران نيست، از همين رو ترجيح ميدهم در مقام يک روزنامهنگار مخالفت خود را با آن اعلام و خواستهاي حرفهايام را در زمينهها و موضوعات واقعي و بهمراتب مهمتر پيگيري كنم. 8. مقامات دولتي و غير دولتي موظفاند از اقدامات زير در مورد فعاليتهاي حرفهاي روزنامهنگار خودداري كنند: • اعمال سانسور؛ • تطميع و تهديد؛ • ايجاد محدوديت يا مخالفت در برابر فعاليتهاي مشروع و قانوني روزنامهنگار؛ • خودداري از دادن اطلاعات به روزنامهنگار يا ايجاد مانع در راه كسب و دريافت اطلاعات و اخبار حرفهاي؛ • افشاي منابع خبري يا نام مستعار روزنامهنگار بدون رضايت وي؛ • تعرض به حقوق قانوني روزنامهنگار، توهين به شرافت و حيثيت حرفهاي و اجتماعي وي، اعمال خشونت و تهديد زندگي شخصي يا لطمه زدن به سلامت و امنيت وي؛ تبصره. متخلفان از اين موارد مشمول تبصره يك ماده 5 قانون مطبوعات خواهند شد. اين تبصره، در حقيقت، در صدد تعميم تبصره يک ماده 5 قانون مطبوعات (در واقع در ارتباط با مواد 4 و 5 آن قانون) به فضاي فعاليت روزنامهنگاران است. در ماده 4 قانون مطبوعات آمده است: هيچ مقام دولتي و غيردولتي حق ندارد براي چاپ مطلب يا مقالهاي در صدد اعمال فشار بر مطبوعات برآيد و يا به سانسور و کنترل نشريات مبادرت ورزد. و در ماده 5 چنين ميخوانيم: کسب و انتشار اخبار داخلي و خارجي که بهمنظور افزايش آگاهي عمومي و حفظ مصالح جامعه باشد با رعايت اين قانون حق قانوني مطبوعات است. تبصره يک همين ماده است که مورد توجه پيشنويس آئيننامه قرار گرفته: تبصره 1 – متخلف از مواد (4) و (5) به شرط داشتن شاکي به حکم دادگاه به انفصال خدمت از شش ماه تا دو سال و در صورت تکرار به انفصال دائم از خدمات دولتي محکوم خواهد شد. به اين ترتيب ميتوان گفت که مضمون بند هشت پيشنويس تأکيدي است بر مواد 4 و 5 قانون مطبوعات. زيرا اعمال فشار بر مطبوعات، عليالاصول از طريق اعمال فشار بر مديران و روزنامهنگاران آن صورت ميپذيرد، ورنه چگونه ممکن است بدون اعمال فشار بر کارکنان و مديران يک رسانه فشار و محدوديتي را بر آن رسانه تحميل کرد؟ در عين حال براي نشان دادن ضرورت دقت در نگارش قوانيني چنين، يادآوري ميکنم که در کشور ما مديريت بسياري از رسانههاي مهم را دولت مستقيما برعهده دارد. فلسفه وجودي اين مديران نيز عدم تخطي از خطوط مورد نظر بر اساس مصلحتهاي تعيين شده و لاجرم ممانعت از چاپ مطالبي فراتر «خطوط قرمز» است؛ خطوطي که دست بر قضا در جامعه ما بسيار دچار قبض و بسطاند. همچنين است در نشريات متعلق به بخش خصوصي. در اين موردها نيز مديران محترم، که به قاعده بايد آنها را در زمره مقامات غيردولتي دانست، چه بسا کاري همانند را انجام مي دهند. سردبيران و دبيران و حتي خود روزنامهنگاران نيز معمولا هر آنچه در انديشه دارند نمينگارند و به دست انتشار نميسپارند. كاربرد اصطلاح «خودسانسوري» از همين روست. مقصود اينکه در مناسباتي که بسياري از رسانهها دولتياند، اساسا نيازي نيست که مقامات، از نوع رسمي و يا غيررسمي، به اعمال فشار مستقيم و آشکار بر مطبوعات بپردازند، اينان خود مديريت رسانه را برعهده دارند و در مقام مدير يا سردبير سياستهاي مورد نظر را پيش ميبرند. پس تأکيد مورد اشاره در اين تبصره و حتي پيشبيني ضمانت اجرا براي آن، گرهگشا نيست. در ضرورت پرهيز از کلمات مبهم و چند پهلو نيز آن قدر توضيح داده شد که بحث در باره تعابيري همچون «فعاليتهاي مشروع و قانوني»، « توهين به شرافت و حيثيت حرفهاي و اجتماعي»، « تهديد زندگي شخصي يا لطمه زدن به سلامت و امنيت» و نظاير آن را کسالتبار ميکند. به تدريج به پايان بررسي پيشنويس آئيننامه حرفهاي روزنامهنگاري نزديك ميشويم. اما هنوز مهمترين بخش بحث، يعني موضوع صدور كارت هويت روزنامهنگاري، شرايط دريافت و مرجع صدور آن باقي ماندهاند. توضيح در اين موضوعات، آخرين بخش اين نوشتار را به خود اختصاص خواهد داد. |
برگرفته از سایت مرعشی :پاسخ به پرسشی در مورد سرمایه گذاری شمر چهار شنبه نهم خرداد ماه هشتاد و شش
دوست عزیزی از شهربابک از من سوالی کرده اند که فکر کردم بهتر است در قهوه خانه هم مطرح شود . زیرا از این به بعد بخشی از وقت قهوه خانه به پاسخ پرسش هائی که جنبه عمومی دارد اختصاص خواهد داشت و اما سوال و جواب .
سوال :
سلام سلامتی می آره آقا سید ، دهه کرمان شناسی در شهربابک بود جناب عالی فرمودید اگر "" شمر (قاتل امام حسین ع ) بخواهد سرمایه گذاری کند ما بایستی اجازه دهیم "" این را خودم شنیدم ولی ادامه ندادید که اگر حسینیان هم خواستند سرمایه گذاری کنند اجازه دهید ولی طرف داران شما فکر کردند آنها دیگر اجازه ندارند خلاصه 4000 قرص نصیب ما گردید.
جواب :
برادر علی سلام
موضوع از این قرار بود که جمعی از جوانان شهربابکی که قبلا" سابقه همکاری با سازمان مجاهدین خلق (منافقین ) قبل از نبرد نظامی با جمهوری اسلامی داشتند ، در شهربابک یک واحد تولیدی خوبی ایجاد و من به عنوان استاندار از واحد تولیدی بازدید و آنان را برای توسعه واحد تولیدی تشویق کرده بودم .
آقای آشیخ حسن جعفری نماینده وقت شهربابک از من انتقاد کرده بود که چرا با منافقین!!همکاری کرده ام ؟
من هم برای اینکه خیال همه بی هنرانی که کار شان مخالفت با هنر مندی دیگران است ، برای همیشه راحت شود گفتم: اگر شمر هم سرمایه گذاری کند من حمایت می کنم .
روزی در مجلس آقای جعفری خطاب به آقای زنگنه وزیر وقت نیرو گفت : این چه استانداری است که از سرمایه گذاری شمر حمایت می کند ؟ و من در پاسخ گفتم: من معتقدم اگر شمر بجای کشتن حضرت ابا عبدالله (ع)، سرمایه گذاری کند ، بهتر است و این شیخ مخالف است و می گوید که اگر شمر حضرت امام حسین (ع) را شهید نکند من چگونه کاسبی کنم؟ !!!
اما روشن بود که حسینیان برای سرمایه گذاری همواره در اولویتند ، نمی دانم مشکلی که اشاره کرده اید چه بوده اگر واضح بیان فرمائید ، در خدمتم برای رسیدگی .
لازم به ذکراست شهروندان کرمانی ازتاخیر بیش از اندازه در انتخاب شهردار توسط شورادر گوشه وکنار نارضایتی خود را ابراز میدارند.
| ||
|
خبرگزاری دانشجويان ايران _ کرمان |
بازگشت با حرف های جالب
کرمان خبر :ایسنا منطقه کویر:«نشريه فردوس كوير پس از 80 روز وقفه مجددا منتشر شد .
نشريه فردوس كوير به مدير مسئولي مهندس محمد علي فردوسي رييس سابق خانه مطبوعات استان كرمان مي باشد که پس از 83 روز عدم انتشار، اولين شماره خود را در سال جديد منتشر نمود.
در اين شماره به قلم مدير مسئول نشريه آمده است:"83 روز منتشر نشديم و بقول معروف آب هم از آب تكان نخورد!...در طول اين مدت بنا بر تعطيلي نشريه و خارج شدن از گردونه مطبوعات نبود،شايد كمي خستگي بود و اندكي بدهكاري و قدري هم اعتراض به وضع موجود روزنامه نگاري محلي و متوليانش!ولي در همين 83 روز براي برخي از همكاران مطبوعاتي هم خيلي مهم نبود كه يكي صحنه را ترك كند....."
در ادامه اين سرمقاله آمده است:"شايد در شرايط فعلي تعدد نشريات به لحاظ فعاليتهاي ارشاد مفيد باشد ولي نشانگر تكثر به معناي چند صدايي عمل كردن مطبوعات نيست و آنچه مردم را بعنوان مخاطب در صحنه نگه مي دارد اين است كه نشريات بتوانند بازگو كننده صداي گروه هاي مختلف باشند .
وجود يك تشكل صنفي كار فرمايي بر اساس قوانين وزارت كار،وراي تشكيلات ارشاد و با اساسنامه اي مستقل و همه جانبه مي تواند در شرايط فعلي مطبوعات را از بحراني كه آنان را فرا گرفته است نجات دهد.تاسيس چنين انجمن صنفي در مقابل خانه مطبوعات نيست بلكه در كنار آن و با جمعي يكدست تر و پتانسيلي عظيم تر مي تواند در كنار ساير انجمنها ي صنفي كشور عرض اندام نمايد."»
انتشار مجدد نشریه فردوس کویر را به آقای محمد علی(مهندس)فردوسی تبریک عرض می نمایم